منم عاشقی که به عشقش دچارم
منم عاشقی که به عشقش دچارم منم زائری که بهایی ندارم منم بی قراری که دائم خمارم منم سربه داری که عبد نگارم منم مدحیه خوان دیوانه ی عشق منم حلقه بر گوش میخانه ی عشق منم شاعری که ز هر واژه مستم خدا روز اول قلم داده دستم به دفتر نوشتم که ساقی پرستم علمدار دین شاه و من بنده هستم نمک خورده ی سفره ی بذلی ام من ز گهواره تا گور ابوالفضلی ام من به دلداده ، دلدار ودلبر رسیده امیر حرم را برادر رسیده به ح...
ادامه مطلب